نگاه قرآن به فقر و فقیران.. نوشته اسماعیل اسدی دارستانی فعال حقوق بشر و محیط زیست
کوشش کنیم امام خمینی …
نوشته اسما عیل اسدی دارستانی فعال و مدافع حقوق بشر و محیط زیست..نویسنده و محقق و روز نامه نگار
فقیران و بینوایان قشری از اقشار مستضعف اجتماعی اند که به هر دلیلی ناتوان از دست یابی به وضعیت اقتصادی مناسب و مطلوب بوده و نیازمند یاری دیگر افراد جامعه هستد تا امرار معاش کنند. درکاربردهای فقهی فقیر به کسانی گفته می شوند که هزینه یک سال را بالفعل و بالقوه نداشته باشند.
بینوایان و فقیران هرچند دارای مراتب هستند ولی همه آنان استحقاق اموری چون احسان، اطعام، انفاق و زکات را دارا می باشند و بر کسانی که غنا و ثروتی دارند، به عنوان یک واجب عقلانی و شرعی است که به حال آنان رسیدگی کنند و حقوق ایشان را بپردازند. بنابراین درهر مال انسانی غنی و دارا، حقی برای فقیران وجود دارد و لازم است تا به حکم وظیفه و تکلیف آن را بپردازند.
یکی از روش های احسان به فقیران، اطعام است. نویسنده دراین مطلب تحلیل قرآن را از اطعام فقیران و آثار آن درزندگی بشر بیان کرده است که با هم آن را از نظر می گذرانیم.
¤¤¤
بی گمان فقر به معنای ناتوانی انسان از تامین ابتدایی ترین امور زندگی، یکی از آفات زندگی اجتماعی است؛ زیرا با توجه به انبوه نعمت های خدادادی، همه انسانها می بایست به طور طبیعی توان برآوردن نیازهای ابتدایی خود را داشته باشند. با این همه به عللی چون زیاده خواهی، ظلم و تجاوز به حقوق و منافع از سوی برخی از انسانها، عدم توزیع مناسب منابع تولید و انحصارطلبی برخی درآن،عدم توزیع مناسب ثروت و اموری از این دست، برخی از انسانها از ابتدایی ترین حقوق خود یعنی تامین نیازهای ضروری زندگی بازمانده اند.
وجود فقر در هر جامعه ای بیانگر روابط ناسالم در آن جامعه، ظلم وبی عدالتی و فقدان ایمان واقعی است؛ زیرا با ایمان واقعی و عمل به آموزه های عقلانی و وحیانی،انسان ها به گونه ای رفتار می کنند که هیچ گونه نشانه ای از بی عدالتی درجامعه باقی نمی ماند، چرا که بی نیازان از دارایی خویش حق بینوایان را نپرداخته و درحق ایشان ظلم کرده و بی عدالتی روا داشته اند که ایشان در فقر زندگی می کنند. از این رو امیر مومنان علی (ع) می فرماید: ما جاع فقیر الا بما منع غنی؛هیچ فقیری گرسنه نماند مگر آن که توانگری از دادن حق او ممانعت کرد. (نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام، ص ۱۲۴۲).
این گناه ثروتمندان است که با ظلم و عدم پرداخت حقوق بینوایان و فقیران، مردم را درگرسنگی، نیازمندی و احتیاج نگه می دارند و حق ایشان را نمی دهند. در روایت است: ان الناس ما افتقروا و لااحتاجوا و لاجاعوا و لاعروا الابذنوب الاغنیا؛ همانا مردم جز دراثر گناه ثروتمندان، فقیر و محتاج و گرسنه و برهنه نمی شوند. (محمدرضا حکیمی، الحیاه، ج ۴، ص ۳۲۹).
آثار فقر
خداوند درآیه ۱۶سوره فجر، یکی از آثار فقر و تهیدستی را تغییر فضای تفکری بشر از مسیر درست معرفی می کند؛ زیرا فقر و تهیدستی، زمینه ساز بدگمانی به خداوند و لب گشودن به اعتراض و گلایه نسبت به اوست. از این رو درهر جامعه ای اگر فقر وارد شود از همان راه کفر نیز داخل شده و ایمان را فراری می دهد؛ زیرا درجامعه ای که فقیران در آن زندگی می کنند و ناتوان از برآوردن ابتدایی ترین نیازهای مادی خویش هستند، نمی توان امید داشت کسی در اندیشه نظام احسن و عدالت محور خداوند باشد؛ چرا که آنچه را می بیند به عنوان نشانه ای از بی عدالتی می داند و برای هستی، خداوندی حکیم و پروردگاری عادل و قادر قایل نمی شود. براین اساس گفته شده است: کاد الفقر ان یکون کفرا؛ نزدیک است که فقر به کفر منجر شود. (بحار الانوار، ج ۷۲، ص ۲۹)
برای اینکه چنین فضای نامناسبی در جامعه پدید نیاید باید برای از میان بردن فقر و کاهش آن، بر طبق آموزه های وحیانی اسلام عمل کرد تا شرایط به نفع فقر و کفر رقم نخورد بلکه شرایط بر ضد آن تغییر کند. بر این اساس لازم است امت اسلام با عمل به آموزه های وحیانی، در کاهش دردها و رنج های فقیران بکوشند و در یک فرآیندی فقر را به طور کامل از میان بردارند و یا آن را محدود ساخته و کاهش دهند. در چنین شرایطی است که دیگر فضا برای رشد کفر و بدگمانی نسبت به خداوند و عدالت وی به وجود نمی آید. از پیامبر گرامی(ص) روایت شده است که در امت اسلام فقر به کفر نمی انجامد؛ زیرا رحمت الهی از جهات مختلف بر امت اسلام می وزد و مومنان به حکم تکلیف و وظیفه اسلامی، می کوشند تا رحمت الهی را در مهر و محبت خویش نشان دهند و با احسان و نیکوکاری، عطوفت الهی را مظهریت نمایند. از این رو آن حضرت(ص) می فرماید: «لولا رحمه ربی علی فقراء امتی کاد الفقر أن یکون کفرا؛ اگر رحمت پروردگارم بر تهیدستان امتم نبود، نزدیک بود فقر به کفر بینجامد». (جامع الاخبار، ۱۰۹، فصل ۶۷، فی الفقراء.)
در روایت دیگری از پیامبر(ص) آمده است که کفر و فقر مادی، یکسان هستند و می بایست از هر دو گریخت: «اللهم انی اعوذ بک من الکفر و الفقر، فقال رجل: أیعدلان؟ قال: نعم»؛ خدایا من از تو به فقر و کفر پناه می برم. مردی گفت: آیا فقر و کفر یکسان هستند؟ فرمود: آری. (محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج ۳، ص ۲۴۳۸). برای فرار از این دو می بایست به رحمت الهی چنگ گرفت و بدان آویخت؛ زیرا اگر رحمت الهی نباشد، هیچ کسی از کفر و فقر رهایی نخواهد یافت. این رحمت نسبت به امت اسلام بنابر حدیث پیشین اثبات شده است و ملت اسلام، از فقری که به کفر بینجامد رهایی یافته اند.
به سخن دیگر رحمت الهی نسبت به امت اسلام که در اشکال مختلف تجلی می کند، موجب شده تا فقر در این امت به کفر تبدیل نشود. اما این بدان معنا نیست که فقر از چنین قابلیتی برخوردار نمی باشد. دست کم فقر موجب می شود تا نسبت به عدالت خداوندی تردید روا داشته شود و برخی از فقیران گمان بد برند که خداوند به ایشان اهانت روا داشته و تکریم ننموده است؛ زیرا کسانی که رزق و روزی برایشان سخت گرفته می شود و در فقر مادی گرفتار می آیند گمان می برند که خداوند در حق ایشان کرامت روا نداشته و به ایشان اهانت نموده است که در فقر و تنگدستی و تهیدستی گرفتار آمده اند. (فجر، آیه ۱۶ و نیز عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۱۹۳، حدیث ۱)
فقر مادی همچنین زمینه بی عفتی مردان و زنان را سبب می شود. خداوند در آیه ۳۳ به این تأثیر نامطلوب و بد فقر مادی اشاره می کند و می فرماید که زنان و مردان غیر متأهل که فقیر و فاقد امکانات ازدواج هستند بیشتر از دیگران در معرض بی عفتی و آلودگی ها و فسادهای جنسی هستند.
بنابراین برای حفظ سلامت اجتماعی جامعه و نیز سلامت روانی و جنسی آن، باید با فقر به عنوان یکی از بسترسازهای آلودگی های جنسی و بی عفتی در جامعه مبارزه کرد و آن را به عنوان دشمن سلامت جامعه معرفی نمود.
به سخن دیگر، فقر مادی در حوزه های اعتقادی و رفتاری تأثیرات بد شگرفی به جا می گذارد که نادیده گرفتن آن به معنای از دست رفتن ایمان و سلامت اجتماعی جامعه است. بنابراین برای حفظ اعتقادات صحیح و رفتارهای هنجاری جامعه و سلامت آن، باید با فقر مبارزه کرد.
بر این اساس در روایات اسلامی، از فقر به عنوان بدتر از قتل یاد شده است؛ زیرا قتل هر چند که عظیم باشد، تنها به بخشی کوچک از جامعه آسیب می رساند ولی فقر همانند فتنه است که آسیب های جدی به بنیاد جامعه وارد ساخته و آن را از درون متلاشی می کند و امنیت اعتقادی و روانی جامعه را از میان برداشته و واگرایی و گسست اجتماعی را تشدید می کند. از پیامبر گرامی(ص) روایت است که فرموده اند: «الفقر اشد من القتل؛ فقر سخت تر و بدتر از کشتن است.» (بحارالانوار، ج ۶۹، ص ۴۷) همچنین امیرمؤمنان علی(ع) درباره تاثیر بسیار بدفقر در زندگی بشر می فرماید: «الفقر الموت الاکبر؛ فقر، مرگ بزرگ است.» (نهج البلاغه، حکمت ۱۶۳) به این معنا که مرگ هرچند سخت و بد باشد، هیچ مرگی چون فقر نیست که آدمی زنده مرده می باشد و مرگ بر او آسانتر از این زندگی است که در فقر و بینوایی در آن قرار گرفته است.
آن حضرت(ع) در سخنی دیگر مرگ را بر فقر ترجیح داده می فرماید: «القبر خیر من الفقر؛ مرگ و بودن در گور بهتر از فقر و بینوایی است» (غررالحکم، آمدی، ج ۱، ص ۱۷)
حقوق فقیران در تحلیل قرآن
خداوند به امت اسلام رحمت کرده و برای فقیران به اشکال مختلف کمک نموده است تا از فقر شدید و سخت برهند و در دام کفر نیفتند.
خداوند درهرمالی که مردم بدست می آورند، مقداری را به عنوان حقوق فقیران معین کرده تا از سوی مومنان دارا و ثروتمند پرداخت شود. از جمله این حقوق مالی فقیران در اموال بی نیازان می توان به حق احسان (بقره، آیات ۸۳ و ۱۷۷ و نیز نساء، آیه ۳۶) اشاره کرد. احسان به معنای هرگونه کار نیک و خوبی است که انسان می تواند در حق دیگری انجام دهد. بنابراین این حق که برگردن توانمندان گذاشته شده از دایره گسترده ای برخوردار است؛ زیرا افزون بر نیکوکاری در قالب کمک های مادی، شامل هرگونه نیکوکاری دیگری می شود که در توان توانمندان می باشد.
همچنین فقیران و بینوایان حق برخورداری از صدقات و انفاق توانگران را دارا می باشند. خداوند در آیات ۲۷۲ و ۲۷۳ سوره بقره از حق برخورداری فقیر و مستمند از حق صدقات و انفاق های مالی و مادی سخن به میان آورده و مومنان را مکلف کرده تا این حق فقیران را ادا کنند.
فقر و مستمندی همچنین موجب برخورداری فقیران از حق زکات می شود. به این معنا که فقیران در اموالی که حکومت اسلامی به عنوان زکات کسب می کند، شریک می باشند، زیرا یکی از موارد مصرف زکات، فقیران هستند. (توبه، آیه ۶۰)
آنان همچنین از این حق برخوردارند که از طعام دیگران بخورند. به این معنا که در غذای توانمندان و دارندگان، حقی برای فقیران قرار داده شده و بر توانمندان است که از طعام خویش به فقیران بدهند، زیرا اطعام مساکین به عنوان حق در آیاتی از جمله ۱۴ و ۱۶ سوره بلد و آیات ۱ و ۳ سوره ماعون مطرح شده و یکی از نشانه های کفر به رستاخیز و معاد عدم اطعام مساکین معرفی شده است.
به این معنا که کافر، حق مساکین را در خوراک پرداخت نمی کند و این گونه کفر خویش به معاد را بیان می دارد. این درحالی است که باورمداران به قیامت حتی از خوراک خویش می گذرند و با ایثار و از خودگذشتگی، خوراکی که خود بدان نیاز دارند به مستمندان و فقیران می دهند، چنان که این عمل از سوی اهل بیت عصمت و طهارت(ع) انجام شد و از سوی خداوند مورد تشویق قرار گرفتند؛ زیرا آنان نشان دادند که تا چه اندازه به قیامت باور دارند که حتی از خوراک خود گذشتند و ایثار نمودند. (انسان، آیه ۸ )
کسانی که کفاره ای چون کفاره افطار روزه بر گردن دارند باید با اطعام مسکین و فقیر، از این کفاره رهایی یابند. در حقیقت گناهی چون افطار، حقی را برای بینوایان اثبات می کند که همان حق اطعام از کفاره است. (بقره، آیه۱۸۴)
به نظر می رسد که اگر حقوق فقیران که در همین آیات بیان شده ادا گردد، هرگز فقیر و بینوایی در جامعه پیدا نمی شود، ولی از آن جایی که مردم به وظایف و تکالیف خود عمل نمی کنند، جامعه با بحرانی به نام فقر مواجه می شود.
آثار اطعام به فقیران
اطعام به فقیران دو دسته آثار اجتماعی و معنوی به دنبال خواهد داشت. نخست اینکه فقیران جامعه با اطعام، از گرسنگی رهایی می یابند و فقیری گرسنه سر بر بالین نمی گذارد و نخستین نیازهای مادی وی این گونه برطرف می شود. اینکه خداوند در آموزه های وحیانی، بر اطعام تأکید می کند، از آن روست که فقیر را از مرگ برهاند.
سیاست های قرآنی بر این استوار است که نخست، فقیر را از مرگ برهاند و سپس به وی امکاناتی بدهد تا از فقر رسته و در جامعه به بی نیازی برسد. از این رو سیاست کوتاه مدت و بلندمدتی را در پیش گرفته است. بر این اساس، هم به فقیران ماهی می دهد و هم آموزش ماهیگیری را به عنوان یک سیاست بلندمدت در دستور کار خود قرار می دهد.
سیاست های اصلاح اقتصادی باید به گونه ای اعمال شود که گروهی از مردم در زیر چرخ توسعه نابود نشوند و دیگران در اثر مرگ فقیران، به رفاه و ثروت دست نیابند.
اجرای سیاست های تعدیلی اقتصادی که چرخ های آن فقیران را فقیرتر می کند و از خوراک روزانه محروم می سازد، موجبات زوال نعمت از جامعه (قلم، آیات ۱۷ تا ۲۷)، تأسف شدید (قلم، آیات ۱۷ تا ۳۳)، کیفر دنیایی (همان)، ملامت و سرزنش خداوند(همان) و محرومیت از شفاعت شافعان در روز قیامت (مدثر، آیات ۴۱ تا ۴۸ ) را به دنبال خواهد داشت.
عقوبت شدیدی که جامعه از جهت ترک اطعام و احسان به فقیران با آن مواجه می شود، به سبب آنکه جرم بزرگی است (قلم، آیات۲۴ و ۳۱ و ۳۵) عقوبتی است که دنیا و آخرت امت را نابود می کند (حشر، آیه ۷ و آیات دیگر)
اگر سیاست های کوتاه مدت و بلندمدت اولیای امور جامعه به گونه ای باشد که حقوق فقیران ادا شود و آنان از مرگ و در نهایت از خواری نداری رهایی یابند، می توان امید داشت که جامعه از برکات الهی برخوردار گردد. اصلاحات اقتصادی که فقیران را له می کند، نوعی محروم کردن سائلان و اهل حقوق از حق خودشان است که به عنوان رفتاری ناپسند مورد نهی الهی و مجازات است (ضحی، آیه۱۰) براین اساس باید مواظبت کرد تا حقی از حقوق مسلم مستحقان خمس و زکات و انفاق و مانند آن یعنی فقیران تضییع و تباه نشود که خشم الهی را در دنیا و آخرت برای فرد و جامعه به دنبال خواهد داشت.
تعدیل اقتصادی و یا اعمال ریاضت های اقتصادی و یا هر عملی که در سیاست گذاری های کلان انجام می شود می بایست همواره حفظ حقوق فقیران در رأس آن برنامه باشد و موجب آسیب به فقیران نگردد. طرح هدفمندی یارانه ها نیز باید با این نگاه عدالت محور همراه باشد که حق فقیران پیش از دیگران پرداخت شود و ایشان به بهانه اینکه ماهیگیری خواهند آموخت، اکنون از رنج فقدان ماهی و خوراک نمیرند.
————————-
از مهمترین معضلاتی که هر جامعه ای را تهدید می کند، مسئله اساسی فقر می باشد، این پدیده شوم بیشتر بر پیکره کشورهای جهان سوم سایه افکنده است.
حال برای فقر ستیزی و رفع سلطه این معضل از جامعه باید اول بررسی کنیم که این مسئله چگونه بوجود می آید و چه عواملی موجب پیدایش این معضل می شود؟
این مسئله چه اثراتی در زندگی فردی و اجتماعی افراد جامعه می گذارد؟
اصولاً نظر اسلام در رابطه با فقر چیست؟ و چه راهکارهایی می توان برای پیشگیری از فقر ارائه داد؟
اینها پرسشهایی است که در حدّ توان خود سعی در پاسخگویی به آنها داریم در این مجال ابعاد فقر از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه را بررسی می کنیم. سپس به بیان مهمترین عوامل بوجود آورنده فقر می پردازیم. که این عوامل شامل عوامل طبیعی و غیرطبیعی است. و عوامل غیر طبیعی بر سه دسته است:
۱) عوامل فقر خود ساخته ای: آن عواملی هستند که انسان به دست خودش موجبات آنها را فراهم می آورد که شامل دوازده مورد می باشد.
۲) عواملی که اشخاص دیگر در بوجود آمدن آنها نقش دارند که شامل هفت مورد می باشد.
۳) عواملی هستند که مجموع جامعه و نظام و حکومت در آنها نقش دارد. این دسته نیز شامل هفت مورد است.
نکته: قابل توجه اینکه این عوامل هیچ کدام علت تامه نیستند و کلیت ندارند، در عین حال واقعیتهایی هستند که اکثریت کسانی که دچار فقر در جامعه هستند به وسیله یکی یا بیشتر از این عوامل، دچار شدند. پس عوامل دیگری نیز می تواند در بوجود آمدن فقر دخیل باشد، اما این عوامل از عمده ترین آنهاست.
با امید به اینکه مثمر ثمر واقع شود و بتوان به نتیجه خوبی رسید، به بررسی موضوع می پردازیم.
فقر دلالت دارد بر فراخی و گشودگی در چیزی مانند: عضو بدن و از این ریشه است.
کلمه «فقار» به معنی مُهره های پشت بدن چون بین آنها شکاف و فاصله است، و فقیر به کسی گفته می شود که ستون فقرات پشتش به وسیله ذلت و بیچارگی شکسته است. فقیر در نزد عرب به معنی محتاج است.
راغب در مفردات در معانی مختلف فقر می گوید: فقر به چهار وجه استعمال می شود:
۱- وجود حاجت و نیاز ضروری و این نیاز و حاجت در همه جهات برای انسان تا زمانی که در دنیا هست موجود می باشد و بلکه در همه موجودات این حاجت و نیاز هست و بر این معناست گفتار حق تعالی:
یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله
ای مردم شما همه به خدا فقیر و محتاجید۱
۲- نداشتن اندوخته های عادی و بر این معناست آنچه که ذکر شده است. در گفتار خداوند تبارک و تعالی:
للفقراء الذین احصروا فی سبیل الله لایستطیعون ضرباً فی الارض ۲
صدقات مخصوص فقیرانی است که در راه خدا ناتوان و بیچاره اند و توانایی آنکه کاری پیش گیرند ندارند.
۳- فقر نفس و آن عبارت است از حرص و آزی که نفس دارد و این معنا مراد و منظور است در گفتار حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم که فرمود:
کاد الفقر ان یکون کفراً
نزدیک است که فقر به کفر بیانجامد که این در مقابل غنای نفس است
۴- فقر الی الله که بدان اشاره شده است در گفتار رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم:
خدایا مرا به واسطه فقر به خودت غنی گردان و مرا به واسطه استغنای از خودت فقیر مگردان
در قرآن کریم فقر به عنوان عامل منفی در زندگی انسان معرفی شده است لذا می بینیم، خداوند به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید:
وجدک عائلاً فاغنی ۳
خداوند تو را فقیر یافت، سپس توانگر نمود
یعنی خداوند بر پیامبر منّت نهاده و او را از حالت فقر درآورده و غنی می نماید. اگر فقیر بودن و فقر ارزش بود، غنی کردن پیامبر نمی توانست به عنوان یک ارزش باشد که خداوند بر او منت گذارد و جالب اینکه در آیه ای دیگر در همین سوره می فرماید:
و وجدک ضالاً فهدی ۴
خداوند تو را گمراه یافت و سپس هدایت کرد
با توجه به این آیه معلوم می گردد که قرآن علاوه بر فقر مادی، فقر فکری را هم سبب گمراهی و ضلالت می داند. همچنین ضد ارزش بودن فقر را از آیه ای دیگر که شیطان همراه با وعده به فقر امر به فحشا می نماید، می توان دریافت:
الشیطان یعدکم الفقر و یأمرکم بالفحشاء ۵
شیطان کسی است که به شما وعده فقر می دهد و امر می کند شما را به فحشاء
در آیه قبل از این آیه آمده: «ای اهل ایمان انفاق کنید از بهترین آنچه بدست می آوردید و از آنچه برای شما از زمین می رویانیم و بدها را برای انفاق معین نکنید و بدانید که خدا بی نیاز و به ذات خود ستوده صفات است.»
بعضی از مردم در مورد انفاق ممکن است وسوسه شوند که اگر اموالشان را در راه خدا بدهند، شاید خود تهیدست شوند. «این شیطان است که شما را وسوسه می نماید که اگر مال خوب خود را انفاق نمایید، فقیر و محتاج می گردید.» لذا شما را دستور می دهد به انجام کارهای زشت، نظیر بخل و ندادن زکات و یا دادن جنس نامرغوب ولی خدا شما را وعده می دهد که اگر انفاق کنید، مغفرت و آمرزش از گناهان شامل شما خواهد شد. پس شیطان وعده فقر می دهد و خدا وعده به مغفرت و فزونی، اما شیطان مفلس است و وعده افلاس می دهد. ولی خدای تعالی توانگر است و وعده شیطان را نادیده گرفت و در آیه دیگر می فرماید:
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة…۶
در اینجا واژه مستضعف از ماده ضعف است اما چون به باب استفعال برده شده به معنای کسی است که او را به ضعف کشانده اند. البته مستضعف انواع و اقسامی دارد از جمله کسی که فقر فکری، فرهنگی، اخلاقی، سیاسی دارد. از آن تعبیر به مستضعف شده است.
بدون شک جباران مستکبر قبل از هر چیز سعی می کند قربانیان خود را به استضعاف فکری و فرهنگی و سپس به استضعاف اقتصادی بکشانند تا قدرت و توانی برای آنها باقی نمانده و فکر قیام و گرفتن زمام حکومت را در دست و مغز خود نپرورانند. در طول تاریخ همه جباران چنین بوده اند. آنجا که نمی توانسته اند مردان را بکشند، مردانگی را می کشته اند و با پخش وسائل فساد، مواد مخدر، توسعه فحشا و بی بندوباری جنسی و انواع سرگرمی های ناسالم، روح شهامت و سلحشوری و ایمان را خفه نموده تا بتوانند با خیالی آسوده به حکومت خودکامه خویش ادامه دهند. اما پیامبران الهی مخصوصاً پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم سعی داشتند نیروهای خفته جوانان را بیدار و آزاد نموده و حتی به زنان درس مردانگی بیاموزند و آنان را در صف مردان در برابر مستکبران قرار دهند.
حضرت علی علیه السلام در مورد علل فقر می فرمایند:
ان الله سبحانه فرض فی الاموال الاغنیاء اقوات الفقراء فما جاع فقیر الا بما منع به غنی والله تعالی سائلهم عن ذالک ۷
همانا خدای سبحان روزی فقرا را در اموال سرمایه داران قرار داده است، پس فقیری گرسنه نمی ماند جز به کامیابی توانگران و خداوند از آنان درباره گرسنگی گرسنگان خواهد پرسید
حضرت علی علیه السلام خطاب به فرزندشان محمد حنفیه سفارش نمودند: ای فرزند! من از تهیدستی بر تو هراسناکم، ازفقر به خدا پناه ببر که همانا فقر دین انسان را ناقص و عقل را سرگردان و عامل دشمنی است.۸
آن حضرت همچنین می فرمایند: خدایا آبرویم را با بی نیازی نگهدار و با تنگدستی شخصیت مرا لکه دار مفرما که از روزی خواران تو روزی خواهم و از بدکاران عفو و بخشش طلبم! مرا در ستودن آن کس که به من عطائی فرمود موفق فرما و در نکوهش آن کس که از من دریغ داشت، در صورتی که در پشت پرده اختیار هر بخشش و دریغی در دست توست و تو بر همه چیز توانائی.۹
آن حضرت می فرمایند: فقر، مرگی بزرگ است.۱۰
و در کلام دیگری می فرماید: هر کس به فقر مبتلا گردد به چهار خصلت گرفتار شود: ضعف تعیین، نقصان عقل، سستی دین و کم حیایی. پس باید از فقر به خدا پناه برد.۱۱
از نظر قرآن اگر فقر برای فردی یا جمعی پیش آید باید حالتی اضطرای تلقی نمود، که لازم است به زودی رفع گردد. و نباید کسانی در جامعه اسلامی برای همیشه فقیر باشند، بلکه باید خود فرد فقیر و افراد جامعه تلاش نموده تا فقر را بزودی برطرف و از عواقب بد آن مصون بمانند.
خداوند در آیه ۲۸ سوره توبه می فرماید: «اگر از فقر می ترسید، خداوند آن را بزودی برطرف نموده و شما را غنی می سازد.» از اینجا معلوم می گردد باید برای برطرف نمودن فقر تلاش و آن را دور نماییم و گرنه قرآن می فرمود: شما نباید بترسید و باید با فقر بسازید.
در احادیث فراوانی از فقر به خداوند پناه برده شده و این نشان دهنده آن است که شرفقر زیاد است. در کتب اهل سنت از قول پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم استعاذه به خدا از فقر نقل شده است. از جمله پیامبر مرتب می فرمودند: «اللهم انی اعوذبک من الکفر و الفقر و عذاب القبر»
از روایت معلوم می گردد که کفر و عذاب قبر با فقر در ارتباط می باشد. چه بسا فقر اقتصادی منجر به فقر فرهنگی هم گردیده و فرد فقیر آن قدر در سختی و فشار قرار گیرد که حتی به دنبال دستورات دین و مکتب خود نتواند برود و دست به هر گناهی بیالاید و دچار هر منکر و فحشائی گردد.
حضرت علی علیه السلام خطاب به امام حسن علیه السلام می فرماید: (ای فرزندم) انسانی را که به دنبال بدست آوردن غذای خویش است سرزنش مکن زیرا کسی که قوت و غذایش فراهم نباشد، خطا و لغزشش زیاد است.۱۲
و در جای دیگر آمده: کسی که به فقر مبتلا گشت به کمی حیا و آبرو نیز مبتلا می گردد.۱۳
می بینیم فقر در همه زمانها مطرود و مورد تنفر بوده و اینکه باید فقر ریشه کن شود امریست ثابت.
امروزه در جهان علم و تکنولوژی یکی از مهم ترین عوامل فقر ملل عقب افتاده، در صد بالای بیسوادی و به عبارتی فقر فرهنگی می باشد که اگر بخشی از کمک های مالی صرف آموزش افراد فقیر گردد، به مراتب نتایج بهتری می دهد تا در امور مالی آن صرف گردد. در اجتماع امروز فقر از مسائل مسکن، غذا و پوشاک فراتر گردیده بلکه باید افراد فقیر اجتماع را از جهت آموزش، بهداشت و غیره غنی نمود.
ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس لیذیقهم… بعض الذی عملوا لعهم یرجعون ۱۴
فساد و پریشانی به کرده بد خود مردم در همه بر و بحر زمین پدید آمد تا ما هم کیفر بعضی اعمالشان را به آنها بچشانیم باش که «از گنه پشیمان» باز گردند
و یا:
و ما اصابکم مصیبة فیما کسبت ایدیکم و بعضوا عن کثیر
و آنچه از رنج و مصائب به شما رسد همه از دست اعمال زشت خود شماست در صورتی که خدا بسیاری از اعمال بد را عفو می کند
۱- سوره فاطر، آیه ۲۵٫
۲- سوره بقره ، آیه ۲۷۳٫
۳- سوره ضحی، آیه ۸٫
۴- سوره ضحی، آیه ۷٫
۵- سوره بقره، آیه ۲۶۸٫
۶- سوره قصص ، آیه ۵٫
۷- نهج البلاغه، حکمت ۳۲۸٫
۸- همان، حکمت ۳۱۹٫
۹- همان، خطبه ۲۲۵٫
۱۰- همان، حکمت ۱۶۳٫
۱۱- اندیشه حوزه، سال هفتم، شماره ۲٫
۱۲- محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج۷۲، حدیث ۵۸٫
۱۳- همان، ج۷۳، حدیث ۵۸٫
۱۴- سوره روم، آیه ۴۱٫
-
اولين روز نامه الكترونيكي تحليل و تفسير و خبر آستارا فرزندان شهرستان بندر آستارا