از ابو خواجه کریس ابن آنجل از مریدان شیخ نقل است که :

روزی به همراه سایر مریدان شیخ را لای منگنه قرار دادیم که معجزتی نماید
 و ما را کرامتی نشان دهاد !
شیخ نعره برآورد که:
مــــــــــــــــــــایند فــــــــــــــــریک...
و سپس  بر روی آب حوضچه خانقاه شروع به راه رفتن نمود
 و پس از تشویق مریدان  بسی جوگیرتر گردید و
کف دست راست بر زیر بغل ببرد و با جمع کردن
 دست چپ اصواتی چون صدای باد معده از زیر بغل خویش
خارج نمود !!!
مریدان گفتند یا شیخ این دومی را که ما نیز بلد باشیم
و این دیگر معجزه نباشدی؟!
شیخ فرمود: تفاوتش را هنگامی میفهمید که ریه و
 شش های خویش را بر اثر  بوی آن از دست میدهید!!
هنوز سخن شیخ به اتمام نرسیده بود که رایحه‌ای
نعره مریدان را برآورد
 و آنان با فحش ناموس به آنکه اول از شیخ درخواست
 معجزه نمود ، محل وقوع حادثه را ترک و جهت
پیوند ریه راهی بیمارستان گشتند ...


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۴ساعت 20:9  توسط   |  نظر بدهید

شیخ و مریدانش

چهارشنبه 24 تیر 1394 :: نویسنده : ابراهیم حامدی


روزی شیخ مشغول مکالمه با سیم کارت ایرانسل خود بودی. اما مکالمه چنان طولانی گشت که مریدان پرسیدند: یا شیخ چگونه است که شارژ سیم کارت شما تمام نمیشود پس از چندین ساعت گوهرفشانی؟شیخ لبخندی شیطان گونه زده و فرمود:از ان روی که من در فیس بوک یک (فیک اکانت) با نام (عسل جون) اختیار نموده و به وسیله ی ان ملت را شارژ ایرانسل تیغ همی زدمی!!و مریدان از فرط تعجب توان نعره و گریز به بیابان هم نداشتندی!!